تبليغاتX
.
 
.
 
 
دهنم خیلی تلخه!
 
زرد با طعم رباعی

به همه‌ي دامادهاي بخت برگشته (با عرض پوزش از خانم‌ها)

امروز که گل ز شبنم عشق، تر است
خرسند ازين وصال شمس و قمر است
تبريک صميمانه‌ي ما را بپذير
هرچند که تسليت سزاوارتر است
-----
آواره‌ي صحرا و چمن داماد است
بيچاره‌ي فتنه‌هاي زن داماد است
شلوار گراد و چهره‌ي شاد نبين
اين ميت بي‌گور و کفن داماد است
-----
ديوانه‌ي رنگ گونه‌ي سوسن شد
آواره‌ي وعده‌هاي سرخرمن شد
بيچاره‌ي عشق؟ نه، کمي هم بدتر
بيچاره‌ي نقشه‌هاي مادرزن شد

به آنان که خوشگل‌پسندند

اين قبر براي من کمي باريک است
تنگ است و کثيف و اندکي تاريک است
خوب است ولي، چون که همه مي‌گويند:
«احسنت! چقدر سنگ قبرت شيک است»

به ...

در خواب بديدم که سليمان شده‌ام
من صاحب دربند و شميران شده‌ام
اي‌کاش که در خواب ببينم امشب
راننده‌ي پيکان جوانان شده‌ام
-----
اي دلبر من، بي‌سروسامان تو ام
ديوانه و مست روي خندان تو ام
اين شهر اگر پر از سمند و پژو است
معشوقه‌ي من! منم که پيکان تو ام


برسه به دست بابا!

کشور دلواپسي ها، شهر خون و جنگ و دعوا
کوي ظلمت و تباهي، برسه به دست بابا

باسلام خدمت بابا، عرض کنم که کشور ما
اونقدام بد نيس که ميگن، راضيم الحمدلله
البته مردم اينجا، الکي همه ش مي نالن
همينا که هي مي نالن، هفته اي سه روز شمالن
کارت منزلت داريم ما، ارزونه ماشين و خونه
مفته اينجا نفت و بنزين، کارت سوخته يه بهونه
اينجا ملت همه هستن، کلهم يه پا سهامدار
آخه اينجا که نياز نيس، جوونا برن سر کار
راستي چند وقته که رفتم، بي غم و غزل سر کار
روزگارم توپ توپه، شکر دولت گرمه بازار
آره خب داشتم مي گفتم، از قشنگياي ايرون
از جناب فقر مالي، که شده زار و پريشون
خيلي راحت خيلي آسون، ريشه کن شد بي سوادي
مملکت ديگه نداره، مشکلات اقتصادي
مفسداي اقتصادي، خدشونو لو ميدن زود
آره اينجا دو سه ساله، فقر و فحشا شده نابود
قربونش برم که دولت ميده هي اخبار شادي
خبر کشف بادمجون، خبر کف گير بادي
بگم از وضع ترافيک که روون شبيه روده
چيزي که پيدا نميشه يه ترافيک يکي دوده
جوونا دنبال حالن، شده آسون زن گرفتن
سه ساله به لطف دولت، حل شده مشکل مسکن
هيچ کدوم از اين جوونا، ندارن منقل و وافور
هر جوون عشق تحصيل ميره دانشگا بي کنکور
مفته دانشگاه آزاد، قيمت خون شما نيست
استادا آخر دانش، همه نامبر وانن و بيست
از هر هفتاد ميليون تا، يه دونه ايدزي داريم ما
اون يکي هم از سرنگه، راه ديگه؟ نه، چه حرفا!

توي نامه گفته بودي فقيرن مردم خارج
براشون پول مي فرستم، واسه ي خرج و مخارج

بگم از وضعيت عشق، که همه دنيا رو عشقه
مي دونم عاشق عشقي، تيريپ بابا رو عشقه
عشقا اينجا مث اونجا، نشده چتي ايميلي
ميره مجنون خواستگاري واسه ازدواج با ليلي
دخترا شوهر ميرن زود، چون هنوز حيا نمرده
آخه اين غيرت ما رو، جون بابا سگ نخورده
شاعرا خوب سر حالن، شعراشون اصيل و نابه
کي ميگه وضع معيشت، براشون خيلي خرابه
هرکي از هرجاي ايران، از قم و قزوين و تهران
ميگيره ماشين دربست، ميره در حلقه رندان 

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط احسان عمرانی  | 

قدر اهل درد، صاحب درد می داند كه چیست

مرد صاحب درد، درد مرد می داند كه چیست     

وحشی بافقی


حال اهلِ حال، صاحب مال می داند كه چیست

مرد صاحب مال، عشق و حال می داند كه چیست

آنكه یك چندی در ایران كرده باشد زندگی

 حیف و میلِ مال بیت المال می داند كه چیست

آنكه بر همسایگان بخشیده باشد نفتِ مفت

رمز دیپلوماسی فعال! می داند كه چیست

 فكر كردی آن زمین خواری كه پشتش محكم است

حرمت اوقاف یا انفال می‌داند كه چیست؟

 «شاهدان در جلوه و من شرمسار كیسه ام»

بار عشق و مفلسی حمّال می داند كه چیست!

 «سخت می‌گیرد جهان بر مردمان سخت كوش»

كار راحت را فقط دلال می‌داند كه چیست

در پی درس و هنر رفتن تهش بیچارگی است

زندگی بازیكن فوتبال می داند كه چیست

 آن پزشكی كه بگیرد زیرمیزی از كجا

حال آن اورژانسی بد حال می داند كه چیست؟

 فرد مستضعف بدان از چند نقطه، چند عضو

سوز حقی را كه شد پامال می‌داند كه چیست

 نكته ای را كه در این اشعار باشد مستتر

یك جوان انتلكتوآل می داند كه چیست

 ور نه اینها را كه ما عریان و روشن گفته ایم

هر كسی حتی خر دجّال می‌داند كه چیست

 قدر زر زرگر شناسد قدر شعر بنده را

شاطر و كلّه پز و بقال می‌داند كه چیست

 ارتباط بین این ابیات پیچاپیچ را

 غالباً تنها "شكرتیغال"1 می‌داند كه چیست           

 


1. شكر تیغال اسم گیاهی دارویی است.

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط احسان عمرانی  | 

خريت

بی خبر عزم كوه قاف كنید

دوستان بنده را معاف كنید!

 

مرضی مثل ترك عادت نیست

سر بی درد جز سعادت نیست!

 

فهم و دانش اگر چه مطلوب است

عقل ناقص برای من خوب است!

 

قصد دارم كه بندگی بكنم

بگذارید زندگی بكنم!

 

دور من خط قرمزی بكشید

جای ابرو پرانتزی بكشید!

 

دهنم را سه متر باز كنید

و زبان مرا دراز كنید!

 

تا ته سینه آخ بگذارید

بر سرم نیز شاخ بگذارید!

 

بكشید از كنار من یك جوب(!)

لای دندان من علوفه خوب!

 

بعد ترسیم چشم هایی ناز

دوست دارم دو قطعه گوش دراز!

 

بینی ام را شبیه این نكشید

سر آن را كف زمین نكشید!

 

بگذارید بعد از آن در قاب

صورتم را به شكل یك بشقاب!

 

طرح كلی كه دستتان آمد

مانده یك جفت پای كارآمد!

 

تا كه راحت تر از زمین پاشم

دوست دارم چهار پا باشم!

 

دست آخر به یك زبان غریب

روی پیشانی ام به این ترتیب،

 

بنویسید: توی مكتب من

فهم هر چیز زایدی قدغن!

 

چون كه هرگز نمی دهم از دست

لذتی را كه در خریت هست!

 

 |+| نوشته شده در  ساعت   توسط احسان عمرانی  | 
 
  بالا